مزاج شناسی ژنوم جسم و فرا جسم

طب سنتی ایرانی در طول تاریخ دستخوش تغییرات زیادی شده و از دانش های مختلف زمانه بهره ها برده است در عین حال همواره به عنوان یک مکتب مستقل به حیات خود ادامه داده و موجب درمان و حتی پیشگیری از بروز بسیاری بیماری ها در بین اجداد ما شده است. طی دهه های اخیر و با رواج سبک زندگی غربی که بسیاری از اصول بهداشتی و سلامتی روح و جسم در آن مد نظر قرار نگرفته، بیماری های گوناگونی هم گریبان بشریت را گرفته که بسیاری از کارشناسان، حل این مشکل را تنها در گرو بازگشت به شیوه های صحیح زندگی و همچنین پژوهش در باب طب سنتی ایرانی و اسلامی می دانند. مجموعه «شریان» به طب سنتی ایرانیان در اعصار و قرون مختلف می پردازد و در این بین با پزشکان و کارشناسان خبره و برخی مسئولان وزارت بهداشت و درمان گفت وگوهایی ترتیب داده است. امروزه جهان دستخوش تغییرات بسیاری شده و پیشرفت علم دستاوردهای عظیمی برای انسان به ارمغان آورد است؛ حوزه هایی مانند صنعت و بهداشت و درمان؛ در بسیاری کشورهای جهان نگاه به سلامت جامعه از اهمیت بالایی برخوردار است و سیاست گذاری ها در راستای بهره مندی از علم برای ساخت وسایل مجهزتر پزشکی صورت می گیرند ولی آیا با همه این تلاش ها، جهان امروز سالم تر از جهان چند قرن پیش است؟ این مجموعه می کوشد به این سوالات پاسخ دهد و همچنین نگاهی به طب سنتی ایرانی در قرون مختلف داشته باشد. وب سایت حکیم ایرانی شغل شما چیست طبیب هستید،صنعتگر،معلم ،خانه دار ، و...... هرچه که باشید مهم نیست مزاج شناسی در زندگی شما نقش دارد اعم ازاینکه چه جور فردی هستید دوست دارید چطور زندگی کنید و از چه چیزهایی در این دنیا خوشتان میاید و یا متنفر هستید و .... همه و همه مربوط به مزاج شماست .اگر جسم و فرا جسم شما را هستی خاکی در نظر بگیریم پس هستی خاکی شما چه از نظر کیفی و کمی مربوط به مزاج شماست . ژنوم کروموزمی شما نقشه جسمتان است در حالیکه مزاج شما نقشه جسم و فرا جسم . وای بر من و شما که پدران ما هزاران سال است که نحوه دستیابی به این گنج ارزشمند را در جلوی چشمانمان گذاشته بودند و ما از آن غافل بودیم . یا ندیدیم و یا دیدیم و چشمانمان را بستیم به تعصب. علم تعصب ندارد علوم انسانی تجربی هستند و متکی بر اثبات و رد اگر کمی و فقط کمی انصاف داشته باشیم در دشمنانه ترین حالت کمر بر رد این دانش جواهر گونه میبندیم که باز هم قدمی است در جهت اثبات آن. وای برما که کاری و دلالتی بر رد نیاورده ، فریاد وا اسفا را چنان سر میدهیم که گوش فلک را کر میکند. گالیله را کشتند چون ادعای گردی زمینش را درک نمیکردند و اختیارات و قدرت کشتن در دستان آنان بود .آیا زمین از گردی دست کشید؟ ای کاش در آن زمان فردی از علما به دلیل و برهان میگفت که زمین گرد نیست تا حداقل تاریخ اینقدر داغدار گالیله نمیشد. و ای کاش آنانکه عالمند و دانشمند و دانش آموخته بهترین دانشگاههای دنیا کمر همت بر میبستند بر رد ،با دلایل کافی و این مردم را از بلا تکلیفی خارج میکردند و فقط به اتکای چهار چوب های قانونی بر طبل دشمنی نمیکوبیدند.

در ادامه اشاره داریم بر جنبه های مختلف مزاج شناسی از زبان استاد خیر اندیش که میتواند دایره افکار ما را وسعت بخشیده و کمی اعتماد بنفس ما را بالا ببرد.

تیپ ها و مزاج های گوناگون انسانی

هرگاه میزان پراکندگی مواد چهارگانه :صفرا دم بلغم و سودا در بدن به تناسب وجود داشته باشد فرد دارای مزاجی معتدل خواهد بود.

هرگاه مقدار صفرای موجود در تن فرد به نسبت فرد معتدل افزایش یابد فرد دارای مزاجی صفراوی و هرگاه مقدار دم موجود در تن انسان نسبت به فرد معتدل افزایش یابد فرد دارای مزاجی دموی خواهد بود و اگر مقدار بلغم در تن فرد نسبت به فرد معتدل افزایش یابد فرد دارای مزاجی بلغمی و زمانی که مقدار سودای موجود در تن انسان نسبت به فرد معتدل افزایش یابد فرد دارای مزاجی سوداوی خواهد بود.بدین ترتیب از برآیند مواد چهارگانه در تن انسان تیپ های متفاوتی پدید می آید که به تناسب میزان گرمی و سردی و خشکی و تری موجود در تن آنها درشتی وریزی باریک اندامی و با چاقی و لاغری و سایر ویژگی های ظاهری ایجاد میشود.

با افزایش هرکدام ار این مواد در تن بطور کلی چهار تیپ دیگر نیز پدید می آید.

تیپ های انسانی دقیقا مساوی همدیگر نیستند از این رو دسته بندی های زیادی از این پنج تیپ اصلی نشات میگیرد که خیلی تفاوت اساسی در بین آنها وجود ندارد مزاج شناسی سعی میکند به مشترکات کلی و به بیشترین ویژگی های مشترک بین انسان ها توجه دهد.

چگونگی حفظ و ایجاد سلامت

هرکدام از تیپ های مذکور دارای تعادلی نسبی هستند که موجب حفظ سلامت آنها است.یعنی یک نفر صفراوی تا زمانی که در طبع خود متعادل است سالم است یک نفر دموی بلغمی و سوداوی نیز به همین ترتیب لکن در گرایشات غذایی تمایلات رفتاری و حساسیت ها علاقمندی به آب و هوا و رفتارها و مسایل اجتماعی تفاوت هایی با همدیگر خواهد داشت.

اگر بخواهیم این افراد را در حالت سلامت نگه داریم باید سعی کنیم تا اخلاط موجود در تن آنها از حد تعادل خارج نشود. سعی کنیم تا اخلاط موجود در تن آنها از حد تعادل خارج نشود.برای حفظ این تعادل باید گرمی و سردی های مورد نیاز هر کدام به اندازه مورد نیاز جذب بدن شود- در صورتی که گرمی و سردی به اندازه در تن وجود داشته باشد تن در حال تعادل باقی میماند و حفظ تعادل یعنی حفظ سلامت و هرگاه به هر دلیلی تن از مسیر تعادل خارج شد و گرمی یا سردی یا خشکی و یا تری بدن افزایش یافت موجب بروز بیماری  میگردد- این افزایش ویژگی ها یا سراسری است و در تمام بدن پدید می آید یا در یک اندام وجود دارد وقتی در سراسر بدن پدید آمد آنرا غلبه اخلاط مینامیم که موجب بیماری فراگیر میگردد مانند فشارخون یا غلظت خون اگر این خلط یا ماده در یک اندام افزایش یا کاهش پیدا کرد موجب بیماری همان اندام میشود مانند افزایش صفرا در سرکه موجب سردرد میگردد یا افزایش بلغم در زانو که موجب درد و ورم زانو میشود.یا افزایش سردی در مغز که موجب فراموشی میگردد.در این حالت باید مواد بدن را به حالت تعادل برگرداند.

آیا رفتارها و پندارها هم مزاج دارند؟

علاوه بر مزاج گیاهان وحیوانات فصل ها زمانها شب و روز موقعیت های جغرافیایی متفاوت مکانها دریاها جنگل ها کوهستان کویر دشت زیبا زندان محل انجام رفتارهای زشت و محل انجام کارهای خیر و نیکو همه دارای مزاجی از جنس گرمی و سردی هستند.

شادی و غم و تکبر حسرت نفرت حرص و آز بخشایش تواضع نوع دوستی و مهربانی و خشونت و تمامی رفتارها پندارها و حتی مجموعه شنیداری ها نیز دارای مزاجی از نوع سردی و گرمی هستند مانند اینکه غم سرد است و شادی گرم    کلمات امید بخش گرم هستند و پیام های نا امید کننده سردی به تن و روان میدهند.

دوستی ها گرمند و خشونت و دشمنی ها سردند.درک رفتارها و پندارها و بوها و درک مناظر زشت و زیبا و مزاج نیکی و پلیدی ها از طریق روح انسانی به بدن منتقل میشود. و میتواند به بدن گرما ببخشد و یا سردی منتقل کند.

از این رو پنداری منفی میتواند اشتهای انسان را کور کند و ضربان قلب را کاهش دهد و کارآیی بدن را به حداقل برساند برعکس امید موفقیت میتواند ضربان قلب را افزایش دهد به انسان نشاط بدهد و توان و انرژی  انسان را چندین برابر نماید.حرص و آز میتواند موجب بیماری گردد ریاکاری میتواند انسان را خسته کند صداقت و یکرنگی شجاعت میآفریند بخشندگی آسودگی خاطر و نشاط روح و روان و پرکاری جسمی ایجاد منماید.دل بستگی رنج آور و وارستگی نجات بخش است.

مزاج لباس ها و پوشش ها

لباس هایی که میپوشیم نیز دارای مزاجی از نوع سردی و گرمی هستند و میتوانند موجب ایجاد سردی و گرمی در تن شوند.

لباس پشمی گرم است ابریشم خیلی گرم است کتان سرد و لباس های از جنس (آکرولیک )مواد پلاستیکی (نایلون)سرد هستند فرش ماشینی سرد است.و کسی که روی این فرش میخوابد احساس سردی می کند و ادامه این رفتار موجب درد در بدن او میشود.

تشک های خواب سرد هستند باید سرد باشد.

بنا بر این در موقعیت های سردسیری مانند آذربایجان اردبیل زنجان و کردستان ایران از تشک های پشمی استفاده میشود ولی در موقعیتهای گرمسیری مانند کاشان و یزد از تشک های پنبه ای بهره میگیرند.ولی در موقعیت جغرافیایی سرد و مرطوب مانند شمال ایران از نمد استفاده میکنند که یک نوع فرش ساخته شده از پشم فشرده است.و در موقعیت گرم و تر مانند جنوب ایران و هندوستان سابق بر این از حصیر استفاده میکردند.

مزاج خانه و مسکن

در موقعیتی که زیست میکنیم و ساعت هایی از ایام فراغت را در آن میگذرانیم پرتوهایی بر تن پراکنده میشود و آن پرتوها اثری از جنس سردی و گرمی در تن پدید می آورند.

و این سردی و گرمی باید با موقعیت جغرافیایی ساخت مسکن سازگاری داشته باشد و برای ایجاد این سازگاری باید مسکن از مواد و مصالحی ساخته شود که طبیعت آن تعدیل کننده مزاج موقعیت جغرافیایی باشد.

مثلا برای ساخت مسکن در موقعیت جغرافیایی سرد و تر مانند مناطق شمال ایران باید از چوب استفاده شود.در صورتیکه اگر برای ساختن بنا از سیمان و گچ خیلی سرد است فرد ساکن در آن ساختمان دچار سردی فراوان شده و این سردی میتواند موجب بروز بیماریهای سرد مانند رماتیسم درد اندام و خستگی شود.ولی بناهای ساختمان در موقعیت گرمسیری (گرم و خشک) لازم است با گچ و موادی مانند سیمان و سنگ  ساخته شود تا گرمای موقعیت جغرافیایی را تعدیل نماید.

استفاده از فلزات و مواد صیقلی در مسکن موجب جذب پرتوهای مختلف آسمان می گردد و این پرتو ها جذب تن شده و روان انسان ها را نیز تغییر میدهد.

مزاج چهره ها

تماشای چهره پدر و مادر گرمابخش و اعتدال انگیز است.اگر چنانچه پدر مادری مومن باشند انرژی زا افزایش دهنده گرمای تن و روان و روشنی بخش چشم فرزندان است تماشای چهره انسان های مومن گرما بخش است رویت انسان های نا سپاس ظالم کینه ورز پلید سردی زا و یاس آفرین است تماشای چهره های زشت نیز سودازا است و موجب بروز عصبانیت میشود.از دیدگاه تربیتی نباید برای طفل دایه زشت انتخاب کرد.

تماشای صفحات آکنده از حروف آسمانی گرم است و موجب افزایش نور بینایی میشود. تماشای صفحات قرآن مجید گرمابخش است مطالعه نامه عشق آفرین محبت انگیز و مهر افزا و گرما بخخش است.

دیدار صحنه های نفرت انگیز ظلم جنایت سردی بخش است.تماشای صحنه های جنسی انسانی و حیوانی سودازا است گرم اول و سرد آخر است یعنی در بدو امر موجب گرمی و تحریک می گردد و سپس سردی می آورد از این رو موجب سستی پایدار در جسم و روان میگردد.

تماشای چهره نامحرم و صحنه گناه به شدت سرد و خشک است و سردی آن در عمق جسم و روان نفوذ میکند .

عرفا چشم از تماشای چهره ها میپوشانند و اجازه ورود پرتوهای منفی حرام به جسم و روان خود نمیدهند.

خداوند تبارک و تعالی دستور میدهد تا چشم را از تماشای صحنه های حرام بپوشانیم.در فرهنگ فارسی اصطلاح چشم هایت را درویش کن یک اصطلاح فراگیر است که باید تآکید گردد تا رایج شود.در فرهنگ غرب تماشای صحنه های مختلف افعال دیگران تجاوز به حقوق آنان تلقی میگردد.به هر حال چشمان انسان دریچه تنگی است که با آن تمامی وسعت جهان طبیعت را به سوی تن و روان فرا میخواند شایسته است که تن و روان خود را با ورود  هرگونه آلایندهای آلوده نسازیم و منظر خود را با پنداری همراه سازیم تا هر آنچه میبیند جلوه ای از جمال حضرت دوست باشد.

مزاج نواهای موسیقی

نواهای موسیقایی همه دارای توان ایجاد گرمی و سردی و خشکی در تن و روان انسان هستند.هر نوایی که موجب شور و نشاط و حرکت شده و ضربان نبض را افزایش دهد نوای گرم تعریف میشود.نیز هر نوایی که موجب سستی رخوت سردی و غم گردیده و ضربان نبض را کاهش دهد نوای سرد تعریف میشود. هر نوایی که موجب ایجاد واکنش سریع گردد و انسان را از حالت آرام شور و نشاط خارج سازد و باعث بروز واکنش های سریع گردد نوای خشک تعریف میشود اگر این واکنش از سر عشق و نشاط و امید و انرژی بود گرم و خشک و اگر از سر غم نومیدی یآس و دارای حس گریز از خود بیخود شدن و رفتارهای غیر عادی گردد سرد و خشک تعریف میشود.

بر اساس این معیارها نواهای موسیقی شرقی بیشتر دارای مزاجی گرم هستند دستگاه ها و سازها سازمان های موسیقایی را ارایه میدهند که گرمی و نشاط میبخشد اشعار و نتهایی که در این دستگاه ها بکار گرفته میشوند در ایجاد مزاج موسیقی از حیث گرمی و سردی کمک کننده هستند.همچنین نوع صداها زیر و بم بودن صدا نیز نقشی بسزا در این زمینه ایفا میکند.صدا های بم گرم و صداهای زیر سرد هستند.

به این موضوع اضافه میشود گیرایی یا عطر صدا برخی از صداها از گیرایی ویژه ای برخوردارند که اساتید موسیقی آنرا به عطر صدا شبیه میکنند. عطر صدا میتواند به گرمی موسیقی بیافزاید صداهای بی عطر و بو هرچند که از سازمان موسیقایی صحیحی برخوردار باشند فاقد گرما بخشی ویژه خواهند بود.

از این رو تمامی ادوات موسیقی شرقی شامل نی دهل چنگ عود و ... ادواتی هستند که صداهایی گرم متصاعد میکنند.

دستگاه هایی همچون نوا شور همایون و ... که از نظامی هماهنگ آرام و آهنگین در موسیقی تبعیت میکنند دستگاه هایی گرم اند به تبع همین قاعده نواهای موسیقایی شرق مانند ایران هندوستان تاجیکستان ارمنستان و.. از گرمی ویژهای برخوردارند.

دستگاه های موسیقی غربی جاز دارای ویژگی متمایزی هستند این ویژگی را میتوان به چند بخش تقسیم کرد اول اینکه موسیقی جاز آنجا که از خاستگاه طبیعی برخوردار است و از ادوات موسیقی مصنوع بهره می گیرد نوایی گرم ارایه میدهد و هرگاه موسیقی جاز از ادوات صنعتی بهره میگیرد نوایی سرد بروز میدهد یا با تنظیم نت های الکترونیکی با فراز و فرودی غیر طبیعی موجب گرمی و خشکی میگردد و از تکرار یک نت و یا ضربه موسیقایی یکنواخت و به تواتر که باعث ایجاد سودا میشود.

مانند شنیدن پیوسته صدای زیر و هیجانی در یک دستگاه موسیقی که موجب بروز حرکات جنبشی ناخواسته گردد.

بطور کلی میتوان گفت دستگاه های موسیقایی غربی گرم اول و سرد آخرند یعنی در ابتدا موجب بروز گرمی و انرژی میگردند و سپس سستی و رخوت در تن پدید می آورند از این رو طرفداران موسیقی غربی مانند معتادانی هستند که به طور پیوسته باید به این نواها گوش بسپارند و در صورت نبود صدا بدن را خالی از باطری حرکت بخش میپندارند.

البته به کار گیری ادوات موسیقی صنعتی توانسته است موسیقی شرقی را نیز دچار سردی بخشی و سوداآوری نماید.

بکارگیری ادوات موسیقی الکترونیکی در شیوع موسیقی رپ و آهنگ هایی با توازن تند پیوسته که اخیرا در کشورهای شرقی نیز به کار گرفته میشود موجب خروج موسیقی از نظام آهنگین گرما بخش گردیده و زمینه های سردی بخشی و اباهیگری و سودازایی را فراهم ساخته و حالت برون گرایی پدید آورده است.

این در حالی است که موسیقی اصیل شرقی آرامشی درون گرا پدید می آورد و روح انسان را به سوی یک انرژی انباشته هدایت مینماید.

بحث پیرامون مزاج موسیقایی یک بحث عمیق و همه جانبه فرهنگی طبی است که لازمه آن شناخت دستگاه ها ادوات موسیقی و پی بردن به فلسفه موسیقی و فهم نقش اصوات در دگرگونی کارآیی سلول های بدن انسان است ما قطعا در این چند جمله کوتاه نمیتوانیم مقصد این بحث را تحقق بخشیم فقط منظور ما ارایه نشانی بود که از طریق آن بتوان به اثرات گرما بخشی و یا سردی زایی آن پی برد.مباحث فنی تکامل بخش این موضوع را به مطالعه کتب موسیقایی دیرین میسپریم